السيد نعمة الله الجزائري ( مترجم : صادق وحسين حسن زاده )

357

قصص الأنبياء ( تاريخ انبياء ) ( از آدم تا خاتم ) ( فارسى )

كند ، يكي از انگشتان آن كودك غذاي كافي و ديگري شيرى فراوان داشت . پسران بني اسرائيل به گونه‌اي پنهاني بزرگ مىشدند و كشته‌شدگان آنها كمتر از زندگانشان بود . امام عسگري عليه السّلام درباره آيه « وَ يَسْتَحْيُونَ نِساءَكُمْ » * فرمودند : بني اسرائيل از اينكه آل فرعون به دخترانشان تجاوز مىكردند نزد موسي شكايت نمودند . خداوند به موسي وحي فرمود كه به بني اسرائيل بگويد : هرگاه كسي بر آنها نظر سوء داشت بر محمد و آلش درود فرستند . دختران بني اسرائيل نيز چنين كردند و از آن هنگام كسي نتوانست به آنها تجاوز كند . « 1 » ثعلبي در كتاب « عرائس » گويد : پس از آن‌كه « ريّان بن وليد » ( كه نخستين فرعون مصر بود و يوسف را خزانه‌دار خويش گردانده بود ) از دنيا رفت ، « قابوس بن مصعب » پادشاه گرديد . پندهاي يوسف در او اثر نكرد و سرانجام به حالت كفر به هلاكت رسيد . پس از او برادرش « ابو العباس وليد بن مصعب بن ريان » به فرمانروايي رسيد . او از برادرش « قابوس » ظالم بود . پس از چندي حضرت يوسف عليه السّلام نيز دار فاني را وداع گفت و بني اسرائيل پس از او روزگار سختي را سپري مىكردند و در يوغ ستم پادشاهان فاسق ، دين خود را حفظ مىكردند تا اينكه پادشاهي فرعون روزگار موسي فرارسيد ؛ هيچ‌يك از فرعون‌هاي پيشين مصر اين اندازه ستم‌پيشه نبودند . اين فرعون كه عمري بس دراز داشت ، بني اسرائيل را به گروه‌هاي مختلفي تقسيم نمود . گروهي را به كار ساختن بناها وادار كرده بود و عده‌اي را به نگهباني از مراكز حكومتي و دسته‌اي را نيز به كارهاي زشت و پست گمارده بود . فرعون با زني از بني اسرائيل به نام آسيه بنت مزاحم كه به نيكي شهرت داشت ازدواج كرد . آسيه همان زني است كه به همراه « حزقيل و مريم بنت ناموساء » به موسي ايمان آورده بودند . مريم همان كسي است كه قبر يوسف را به موسي نشان داد .

--> ( 1 ) . تفسير امام عسگرى ص 97 و ص 98 .